به گزارش پایگاه خبری اصفهان سبز، تأمین پایدار و اقتصادی مواد اولیه به یکی از چالشهای جدی صنعت فولاد کشور تبدیل شده است؛ چالشی که برای ذوبآهن اصفهان به دلیل ساختار تولید مبتنی بر کوره بلند، اهمیت بیشتری دارد. هرگونه اختلال در تأمین زغالسنگ، افزایش هزینههای حملونقل یا دشواری دسترسی به مواد اولیه میتواند بهطور مستقیم بر قیمت تمامشده، استمرار تولید و توان رقابتی این شرکت اثر بگذارد.
سیداردشیر افضلی، مدیرعامل ذوبآهن اصفهان، در نشست با اصحاب رسانه در سالن جلسات نمایشگاه بین المللی اصفهان با تشریح بخشی از مشکلات این شرکت، از فشار ناشی از تأمین و انتقال مواد اولیه سخن گفت و اظهار کرد: «حدود ۵۵ هزار تن زغالسنگ هند در فرآیند انتقال قرار دارد و هزینه حمل آن نیز به شکل قابلتوجهی افزایش یافته است.»
افزایش هزینههای زنجیره تأمین میتواند پیش از ورود مواد اولیه به کارخانه، بخشی از حاشیه سود تولید را تحت تأثیر قرار دهد؛ موضوعی که برای صنعتی با نیاز مستمر به مواد اولیه، اهمیت ویژهای دارد.
زغالسنگ و حملونقل؛ دو چالش اصلی زنجیره تأمین
افضلی همچنین به افزایش هزینههای حملونقل و مشکلات ناشی از محدودیتهای دریایی و بندری اشاره کرد؛ مسائلی که فشار بیشتری بر زنجیره تأمین صنایع کشور وارد کرده است.
در چنین شرایطی، مسئله اصلی این است که راهکار پایدار کشور برای تأمین مواد اولیه ذوبآهن چیست؟ آیا همچنان باید بخش قابلتوجهی از نیاز این صنعت از مسیر واردات و حمل دریایی تأمین شود؟ آیا ظرفیت معادن زغالسنگ داخلی پاسخگوی نیاز ذوبآهن است؟ و در صورت وجود ظرفیت داخلی، علت تداوم چالش تأمین پایدار و اقتصادی مواد اولیه چیست؟
اهمیت این پرسشها زمانی بیشتر میشود که ذوبآهن اصفهان بهعنوان یکی از صنایع مادر کشور در نظر گرفته شود؛ مجموعهای که فعالیت آن تنها به یک شرکت یا واحد اقتصادی محدود نمیشود و زنجیرهای گسترده از صنایع، پیمانکاران، بخش حملونقل، اشتغال و پروژههای عمرانی به استمرار فعالیت آن وابسته است.
افزایش ۱۸۷ درصدی تولید ریل در مسیر توسعه محصولات تخصصی
یکی از محورهای مهم مطرحشده در این نشست، حرکت ذوبآهن اصفهان به سمت تولید محصولات با ارزش افزوده بالاتر بود.
بر اساس اطلاعات ارائهشده، تولید ریل این شرکت نسبت به سال ۱۴۰۳، ۱۸۷ درصد افزایش یافته است و توسعه محصولات خاص نیز در دستور کار قرار دارد؛ مسیری که میتواند ذوبآهن را از تولید محصولات عمومی به سمت حضور بیشتر در بازار محصولات تخصصی هدایت کند.
با این حال، تداوم این مسیر بدون حل چالش مواد اولیه با دشواری همراه خواهد بود؛ زیرا تولید محصولات با ارزش افزوده بالا زمانی از نظر اقتصادی توجیهپذیر است که هزینه تمامشده نیز کنترل شود. افزایش مستمر قیمت مواد اولیه، انرژی و حملونقل میتواند حتی تولید محصولات استراتژیک را با فشار بر حاشیه سود مواجه کند.
از این منظر، تأمین مواد اولیه باید از یک موضوع صرفاً اجرایی و عملیاتی به موضوعی راهبردی در سیاست صنعتی کشور تبدیل شود.
ضرورت تدوین برنامه بلندمدت برای تأمین مواد اولیه
ذوبآهن اصفهان برای تداوم تولید و توسعه محصولات تخصصی و صادراتمحور، به دسترسی پایدار به زغالسنگ، سنگآهن و سایر مواد اولیه نیاز دارد.
نمیتوان از یک واحد تولیدی انتظار داشت همزمان تولید خود را افزایش دهد، محصولات با ارزش افزوده بالا تولید کند و در بازارهای داخلی و خارجی رقابتپذیر باشد، اما زنجیره تأمین آن همچنان با نوسان، افزایش هزینه و عدم قطعیت مواجه باشد.
از همین رو، ایجاد یک برنامه مشخص و بلندمدت برای تأمین مواد اولیه میتواند یکی از مطالبات اصلی ذوبآهن اصفهان و سایر صنایع فولادی کشور باشد؛ برنامهای که در آن سهم معادن داخلی، واردات، حملونقل ریلی و دریایی و همچنین سرمایهگذاری مستقیم صنایع در بخش معدن بهصورت شفاف مشخص شود.
اقتصاد چرخشی؛ راهکاری برای کاهش فشار بر منابع
در کنار توسعه منابع تأمین، استفاده از ضایعات و حرکت به سمت اقتصاد چرخشی نیز میتواند بخشی از این معادله را حل کند.
مدیریت ذوبآهن اصفهان از برنامههایی برای استفاده بیشتر از ضایعات فولادی و کاهش پسماند سخن گفته است؛ اقدامی که در صورت توسعه میتواند علاوه بر کاهش فشارهای زیستمحیطی، در تأمین بخشی از مواد مورد نیاز نیز نقش داشته باشد.
همچنین طرحهای آینده این شرکت برای تغییر فرآیند تولید و استفاده ترکیبی از مواد اولیه، در صورت اجرایی شدن، میتواند به کاهش مصرف انرژی و کوتاهتر شدن زمان تولید کمک کند.
با وجود این اقدامات، یک اصل همچنان پابرجاست: تولید پایدار بدون تأمین پایدار مواد اولیه امکانپذیر نیست.
ضرورت شفافسازی درباره زنجیره تأمین
ذوبآهن اصفهان بیش از هر زمان دیگری به یک زنجیره تأمین مطمئن نیاز دارد؛ زنجیرهای که مواد اولیه را با قیمت منطقی، کیفیت مناسب و زمانبندی مشخص به کارخانه برساند.
از منظر رسانهای، انتظار میرود مسئولان ذوبآهن اصفهان در ادامه مسیر، اطلاعات شفافتری درباره میزان نیاز سالانه شرکت به زغالسنگ، سهم تولید داخل از این نیاز، میزان واردات، هزینههای حملونقل، برنامه تأمین مواد اولیه و چشمانداز کاهش وابستگی به واردات ارائه کنند.
این شفافیت میتواند به افکار عمومی و فعالان اقتصادی کمک کند تا تصویر دقیقتری از ابعاد چالش مواد اولیه در ذوبآهن اصفهان و برنامههای پیشبینیشده برای عبور از آن داشته باشند.
در نهایت، حفظ تولید در ذوبآهن اصفهان صرفاً به معنای روشن ماندن کورهها نیست؛ تداوم فعالیت این مجموعه با حفظ اشتغال، پایداری زنجیره صنایع پاییندستی، اجرای پروژههای عمرانی و صیانت از بخشی از توان صنعتی کشور ارتباط مستقیم دارد.
بنابراین، تأمین پایدار مواد اولیه ذوبآهن اصفهان را نمیتوان صرفاً دغدغه مدیران این شرکت دانست؛ این مسئله بخشی از مطالبه ملی برای حفظ تولید، اشتغال و توان صنعتی کشور است.
0 نظر